پودر براي عرق نكردن يا علامت زدن گيره ها
آي از دست كسايي كه با پودرا دوش ميگيرند. بابا پودر رو كف دستمون بزنيم
چرا باهاش دستمون رو ميشوريم اصلا پودر رو به دستمون مي زنيم يا گيره هارو باهاش علامت ميزنيم آخه ا نصافه كه گيره هارو به هم نشون بديم پس تكنيكمون چي ميشه پس كي فكر كنيم آخه كي اين خلاقيت ها بايد شكوفا بشه اين انصافه كه سنگو خراب كنيم آخه گفتن اين پودرا بعد از يه صد سالي سنگ رو خراب ميكنن.
حالا ازاينا بگذريم چرا يه كيسه پودر خوب نميخريم كه اگه جمپ زديم (شايدم پاندولي )غبار پودر را به خورد اطرافيان نديم ازينا بگذريم بريم تو سالن آخه انصافه پودر رو را بهرا زمين بريزيم شيفت بعدي جمع كنند. يا رويه گيرههارو پر پودر كنيم تا پاندولمون نكنه. نفهميم بازم لطفا يه (فرچه) روي گيرهها بعد از تمرين بكشيد. بازم لطفا اگه ميشه از گچهاي مايع كه الكل داره استفاده نكنيم .
حداقل تا وقت مسابقه چون بازم ميگن ها!!؟؟. به دست آسيب ميرسونه.
باز سرتون رو درد آوردم. ببخشيد. منتظر نظرهاتون هستم تا يادآوري بعدي خدا حافظ.
شاگرد كوچولو
خواهش مي كنم نظر بديد
گزارش برنامه شبمانی و کوهپیمائی دره بازرگه – ههوشین – میدان بهلهک مهاباد روزهاي پنجشنبه و جمعه 22 و 23 مرداد ماه سال 1388
عکسها از شاگرد کوچولو(حدس بزنید کیه؟)
برنامه دو روزه کانون به عنوان آخرین برنامه قبل از ماه مبارک رمضان با حضور تعداد 11 نفر از اعضای کانون به سرپرستی آقای حسن سینا در روزهای پنجشنبه و جمعه 22 و 23 مرداد ماه برگزار شد.
ابتدای دره هه وشین و فواره مرکز پرورش ماهی
تیم ساعت 17:30 روز پنج شنبه ۲۲ مرداد ماه از مقابل کانون به وسیله مینیبوس کاک حسین عزیزی به طرف ابتدای دره ههوشین حرکت کرد. مسیر جاده پسوه ابتدا با عبور از کنار پارک ملت و دریاچه سد مهاباد از روستای قاضیآباد میگذرد. در انتهای دریاچه سد با عبور از گردنهی "میدان بهلهک" به ایستگاه پرورش ماهی که کنار چشمهای پرآب قرار دارد میرسیم. مسیر حدود 35 کیلومتر طول دارد ولی به دلیل پیچهای زیاد و گردنه حدود یک ساعت و نیم طول خواهد کشید. ساعت 19 در حالی که راننده مینیبوس نیز نتوانست از دیدن مناظر زیبای دره ههوشین صرف نظرکند و همراه ما آمد به طرف محل شبمانی حرکت کردیم. حدود نیم ساعت از کنار نهر آب و از زیر درختان بید،گردو، سیب و انگور وحشی از راه مالرو و شیبی ملایم را باید طی کرد تا به ابتدای درهی "بازرگه" برسیم. سمت راست از راه مالرو سنگچین شده با شیبی 45 درجه و به صورت مارپیچ به دره بازرگه میرسد.(روستاهای بازرگه و ههشین در بالادست این دو دره دیگر مسکونی نیست و در زمان جنگ تخریب شده است). پس از نیم ساعت راهپیمائی از راه مالرو کنار نهر آب و زیر سایه درختان به درختان گردو میرسیم، کنار چشمهای گوارا، چادرها را برپا میکنیم و آتش را از هیزمهای خشک شده روشن میکنیم تا از ترس حمله احتمالی خرسها تا صبح روشن بماند. هوا خنک است و چائی معروف "کتری سیاه" را تا نیمههای شب بارها دم میکنیم. شام دور هم کنار آتش صرف شد. بیانه فاضلی مختصری از سرمازدگی و یخ زدگی و پزشکی کوهستان را شرح داد و تا ساعت 12 به صحبت پیرامون برنامههای اجرا شده گذشت. راننده مینیبوس قصد بازگشت داشت، شب تاریکی بود و هنوز از مهتاب خبری نبود. گویا ماه از ساعت 2 بامداد طلوع خواهد کرد. آقای ابراهیم خاتمی به همراه آرش و کیان با استفاده از چراغ پیشانی، آقای عزیزی را تا کنار مینیبوس همراهی کردند و ساعت یک و نیم بامداد بازگشتند. در مسیر حرکت چند جائی سگهای گله بخصوص در شب عرصه را بر عابرین تنگ خواند کرد، در صورتی که تجربه برخورد را نداشته باشی حتما خود را خواهی باخت، (آن هم سگهای گله کوهستان)
چند نفر از بچهها ساعت 3 شده هنوز نخوابیده و سر گرم صحبت بودند. نیمههای شب دیگر باید داخل کیسهخواب خزید ولی سرمای بسیار مطبوعی بود و در نتیجه خوابی لذت بخش جائی که صدای جریان آب و سکوت تاریک شب با صدای شرارهی آتش و بوی دود هیزم درهم میآمیزد. به دلیل عمق دره و درختان ساعت 8 صبح هنوز از آفتاب خبری نبود. تا ساعت 9 صبحانه صرف شد. محل چادرها را به مقصد بازگشت به دره ههوشین ترک کردیم و مجددا از کنار نهر آب و سایه درختان به طرف ارتفاعات حرکت کردیم. آفتاب گرم تابستان در هوائی صاف را میشد حس کرد بخصوص در بلندای دره جائی که دیگر باید از درختان و سایه فاصله گرفت و از شیب بیشتر دامنه کوه به طرف قله رفت. هرچند از اینجا تا 5 ساعت دیگر را فقط زیر آفتاب گرم تابستان باید کوهپیمائی کرد و این باعث کم شدن سرعت گروه خواهد بود ولی وزش باد نسبتا خنک در ارتفاع ما را یاری میداد.
ساعت 15 به یال انتهای مسیر میرسیم و یکساعت و نیم تا دره "میدان بلک" از میان گیاهان خشک و دارای تیغ بسیار عبور میکنیم.ساعت 16:30 بعد از عبور از یک باغ بادام و گردو به چشمه سفید(کانی سپی) رسیدیم. چشمه دایرهای به قطر حدود چهار متر و دارای دیوارهای منظم و سنگ چین شده است که آب از کف چشمه میجوشد و بسیار زلال و سرد است. ناهار و استراحت زیر سایه ایوان خانهباغ تا ساعت 18 طول کشید و سپس با حرکت در شیب بسیار تند باغ خود را به جاده رساندیم. به دلیل تغییر در برنامه مسیر بازگشت از دره میدان به طرف سهراهی دهبکر را حذف کرده (زیرا این مسیر خود سه ساعت طول خواهد کشید)به وسیله موبایل از کاک حسین راننده مینیبوس خواستیم به طرف بالای گردنه حرکت کند. (جالب است در این ارتفاع فقط در یک نقطه موبایل آن هم نوع سونی اریکسون خط میداد که این هم توسط صاحب باغ کشف شده بود) بعد از نیم ساعت حرکت کنار جاده اصلی به طرف پایین بر بلندای صخرهای تا ساعت 19:30 منتظر شدیم و کاک حسین آمد.
ساعت 20:30 تمام اعضای تیم در نهایت سلامت در حالی که هزاران نفر از مردم مهاباد روز جمعه خود را کنار سد سپری میکردند از همان راهی که آمده بودیم به مهاباد رسیدیم.
*بقیه عکسها در ادامه مطلب*
ادامه مطلب
صعود به قله علم کوه از مسیر گرده آلمانها
هفتم الی یازدهم مرداد ماه 1388
تیم اول کانون کوهنوردان اوراز مهاباد روز چهارشنبه 7 مرداد ماه 1388 شامل: آقایان امید شیخمحمدی(مربی و سرپرست)، عثمان هاشمپور، رضا محمد بایزریدی، کسری قاضی، رزگار قرنی و آرش اسماعیلزاده جهت صعود از گرده آلمانها به قله علم کوه عازم رودبارک شد. ابتدا با اتوبوس از مهاباد به تهران و سپس به کلاردشت رفته ساعت 16 روز پنجشنبه به محل فدراسیون کوهنوردی رودبارک رسیدیم.
بعد از کمی استراحت به داخل شهر رفته و مایحتاج لازم برای شام اول را خریداری کردیم. ساعت 6 صبح روز جمعه 9 مرداد ماه به وسیله یک دستگاه وانت سایپا به طرف بریر که حدود 50 دقیقه با اقامتگاه فدراسیون فاصله دارد حرکت کردیم. کوهنوردانی که قصد صعود از مسیر علمچال را دارند از این منطقه صعود خود را آغاز میکنند.
بعد از حدود 6 ساعت کوهپیمائی ساعت 14:30 به پناهگاه در ارتفاع 3800 متری رسیدیم. به غیر از ما چند تیم دیگر در منطقه حضور داشتند. هوا نسبتا خنک بود و ساعت 20 تیم دوم به سرپرستی آقای حسن سینا که یک روز بعد از ما از مهاباد به وسیله یک دستگاه مینیبوس حرکت کرده بودند به ما ملحق شدند. شب تصمیم بر این گرفته شد که آقایان عثمان هاشمپور و آرش اسماعیلزاده جهت حمایت تیم دوم از مسیر سیاهسنگها صعود نمایند. تیم 4 نفره ما نیز ساعت 5:15 بامداد شنبه 10 مرداد حرکت خود را شروع کرد. ساعت 9 صبح کار را روی گرده آلمانها شروع کردیم. هوا خوب بود ولی کمکم باد شدیدتر و هوا سردتر میشد. در حین صعود به میانیها (که عموما میخ بودند) و طناب ثابتهای تیمهای قبلی برخورد میکردیم. از ساعت 15 به بعد هوا بسیار سرد شد. به طوری که باپوشیدن لباسهایمان هنوز لرز داشتیم. به همین دلیل در قسمتهای ساده مسیر جهت سرعت در کار و از دست ندادن زمان از طناب استفاده نمیکردیم! نفر اول (سرطناب) میانیها و کارگاه را نصب میکرد، نفرات دوم و سوم با استفاده از حمایت پروسیک صعود میکردند و نفر آخر نیز میانی ها را جمع میکرد. در تعداد زیادی از دهلیزها و شکافهای مسیر یخ وجود داشت که مستلزم استفاده از کلنگ بود. پس از تحمل سرمای زیاد بالاخره ساعت 21 هنگامی که هوا کاملا تاریک شده بود به قله رسیدیم. باد بسیار شدیدی میوزید. سریعا ابزارهای فنی را جمع کردیم و جهت کم کردن ارتفاع آماده شدیم.ابتدا قصد بازگشت از مسیر سیاهسنگها را داشتیم ولی با مشاهده مسیر متوجه شیب زیاد و برف سفت بسیاری شدیم با توجه به اینکه فقط یک کلنگ داشتیم و کفشهایمان مناسب نبود تصمیم گرفتیم از مسیر حصارچال برگردیم. بعد از 19 ساعت فعالیت به ارتفاع 4000 متر رسیدیم و تصمیم گرفته شد شب را همیجا سپری کنیم. متاسفانه نه چادر داشتیم و نه کیسه خواب و نه کت پر،بنابراین چالهای را پیدا کردیم که شدت باد در آن کمتر بود،با سنگ دیواری مقابل آن برپا کردیم و کولههای را زیر خود قرار داده پتوهای نجات را دور خود پیچیدیم و تا ساعت 5:30 بامداد روز یکشنبه 11 مرداد ماه که هوا روشن شد همانجا بیواک کردیم. بعدا از روی نقشه فهمیدیم جائی که شب را در آنجا ماندیم یخچال(هرچی کش) نام دارد. صبح بعد از خوردن کمی تنقلات به راه افتادیم. تقریبا مطمئن بودیم پناهگاه پشت خطالراس کناری ما قرار دارد. ولی بعد از 2 ساعت صعود از یک مسیر شناسکی و صخرهها با رسیدن به بالای خطالراس، یک حصار و یک خطالراس دیگر جلوی ما قد علم کرد.ابتدا تصمیم گرفتیم از طریق صخرههای پائینی قله (شاخک) تراورس کرده و خود را به بالای خطالراس مقابل برسانیم یا اینکه مستقیما فرود کرده دوباره به خطالراس صعود کنیم ولی به دلیل شیب زیاد و مسیر صخرهای و باد شدید، منحرف شدیم و دوباره به پائین برگشتیم و از مسیر پاکوب خود را به حصارچال رساندیم. حدود ساعت 15 بعد از 34 ساعت بیخبری از دیگر اعضای تیم جائی رسیدیم که موبایل خط میداد و خبر سلامتی خود را به دیگر اعضا دادیم. سپس از کنار رودخانه راه را ادامه داده به قرارگاه افتتاح نشده فدراسیون رسیدیم و از آنجا با یک دستگاه وانت نیسان به قرارگاه فدراسیون برگشتیم. تیم دوم ساعت 21 به ما پیوست.
گزارش از رضا محمد بایزیدی
تصاویر از تیم دوم در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تصویر یکی از قلل آلپ و قرارگاه کوهنوردی توسط یکی از دوستان در دیدار دوز قبل از این منطقه




بازگشت سرافرازانهی آقای امیر دمکری عضو کانون اوراز مهاباد همراه تیم سرزمین خورشید در کنار تیم استان زنجان از موستاق آتای چین را تبریک میگوئیم. دیروز گروهی از کوهنوردان مهابادی برای استقبال ایشان حضور داشتند گزارش کامل این صعود بزودی ارائه خواهد شد.
در این صعود ۲ تیم شرکت کردند.تیم سرزمین خورشید با سرپرستی آقای مهدی عمیدی و حضور آقای علی دمکری و تیم دوم از استان زنجان به سرپرستی آقای نجاریان.
از رامیار- زانیار - محمد هادی که همیشه لطف دارند و مرتب به ما سر میزنند و دوست جدیدمان امین بسیار سپاسگزارم.

بنام پروردگار توانا
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
گزارش صعود
نام برنامه : صعود به قله علم کوه
ارتفاع قله ازسطح دریا : 4850 متر ( دومین قله ایران از نظر ارتفاع )
تاریخ حرکت :7 و 8/5/1388
محل تجمع : کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
سرپرست برنامه : حسن سینا
تعدادنفرات شرکت کننده در برنامه : 20 نفر ( شامل 5 خانم و 15 آقا )
نام اعضای تیم : آقایان : 1- حسن سینا 2- مصطفی حیدری 3- عثمان عازمی 4- سلیمان علیپور 5- شهروز صفری 6- سیامند مسماری 7- محمد خضری 8- هیمن نیاکان 9- رحیم رسولی 10- امید شیخ محمدی 11- رضا محمد بایزیدی 12- رزگار قرنی 13- رضا هلال قاضی ( کسری ) 14- آرش اسماعیل زاده 15- عثمان هاشم پور . و خانمها 1- خدیجه خدیر 2- بیان فاضلی 3- سحرعبدی 4- رابعه کریم زاده 5- سومیه کریم زاده
مسیر حرکت : ازمهاباد به استان مازندران شهرستان کلاردشت ، بخش رودبارک
وسیله نقلیه : 1- یکدستگاه مینی بوس دربستی IVECO برانندگی آقای یعقوب احمدی مکری با کرایه000/300 تومان 2- سواری شخصی ریو متعلق به آقای عثمان عازمی 3- اتوبوس خط مهاباد به تهران
روز چهار شنبه تاریخ 7/5/1388 ( یکروز قبل از تیم ) راس ساعت 21 تعداد6 نفر ازاعضای فنی کار کانون بنامهای امید شیخ محمدی- عثمان هاشم پور - رضا محمد بایزیدی – کسری قاضی– رزگار قرنی–– آرش اسماعیل زاده با اتوبوس تهران و در روز پنجشنبه تاریخ 8/5/1388 راس ساعت 18 دیگر اعضای تیم با خودروهای مذکور فوق حرکت کردیم. ( آقایان مصطفی حیدری – عثمان عازمی – محمد خضری با خودرو شخصی آقای عازمی حرکت نمودند )
باگذشتن ازشهرهای مسیر از جمله میاندوآب، مراغه،زنجان، قزوین و کرج و طی جاده چالوس در روز جمعه تاریخ 9/5/1388 به رودبارک رسیده ودرساعت 14 پس ازثبت نام درقرارگاه کوهنوردی فدراسیون، دسته جمعی بسوی پناهگاه حرکت کرده وساعت20:30 به آنجا رسیده واتراق نمودیم . ساعت 23 ضمن سنجیدن توانایی اعضای تیم و جهت جلوگیری از ایجاد خلل درصعود تیم با مشورت آقایان مصطفی حیدری و امید شیخ محمدی بنابر پیشنهاد بنده تیم را به سه گروه بشرح زیر تقسیم نمودیم :
الف – گروه اول برای صعود ازگرده آلمانها شامل 4 نفر بنامهای : امید ( سرپرست گروه ) رضا – کسری – رزگار
ب – گروه دوم برای صعود ازمسیر سیاه سنگها شامل آقایان : حیدری ( سرپرست گروه )، عازمی، خضری رسولی، مسماری، نیاکان، هاشم پور ( نفر فنی گروه ) و آرش اسماعیل زاده ( نفر فنی گروه )
ج- گروه سوم برای صعود به قله سیاه کمان شامل : سینا ( سرپرست گروه ) صفری – علیپوروخانمها خدیجه خدیر – رابعه کریم زاده – سمیه کریم زاده ضمنا" قرارشد 2 نفرخانم بنامهای بیان فاضلی وسحر عبدی بدلیل کسالت پیش آمده برای سحر درپناهگاه باقی بمانند .
روز شنبه 10/5/1388
سه گروه فوق الذکر ساعت 5 بامداد از خواب بیدار شده وپس از صرف صبحانه راس ساعت 6 صبح هریک به مقاصد تعیین شده حرکت کردند .
گروه ما پس از رسیدن به حصار چال با بررسی وضعیت متوجه مسدودی راه مال رومنتهی به قله سیاه کمان شده ودرنتیجه دریخچالهای علم کوه راهپیمایی کرده که 9 ساعت و نیم بطول انجامید وساعت 15:30 به کمپ بازگشتیم .
گروه آقای حیدری پس ازگذشتن ازمسیرشن اسکی وصخرههای صعب العبورسیاه سنگها بخاطر آنکه خللی درسرعت گروه پیش نیاید مسئولیت گروه را به آقای رحیم رسولی واگذار نموده وآقایان حیدری و عازمی به کمپ بازگشته بودند . بقیه نفرات شامل 5 نفر بسوی قله رفته و پس ازرسیدن به ارتفاع 4750 متری بدلیل تاریک شدن هوا و یخ زدگی مسیر سیاه سنگها با تصمیمی کاملا" عاقلانه که ازسوی آرش مطرح شده بود به کمپ بازگشتند .
گروه صخره نوردان نیز ازگرده آلمانها با ابزار فنی وطناب صعود کرده بودند اما بعلت عدم بازگشت آنها نگرانی عمیقی بر همنوردان مستولی گردید که باعث شد آن شب را اکثرا" تاصبح بیدار بمانند.
لازم به ذکر است تیم چهارم کانون نیز که از کارکنان شهرداری مهاباد هستند به سرپرستی آقای جلیل پسوهای روز شنبه در پناهگاه به ما پیوستند.
روز یکشنبه 11/5/1388
ساعت 7صبح تعداد7 نفر بنامهای رحیم رسولی – سلیمان علیپور – شهروز صفری- عثمان هاشم پور – آرش اسماعیل زاده و خانم بیان فاضلی و خودم(حسن سینا) جهت یافتن خبری از اعضای تیم سنگ نوردی به حصار چال علم رفته وپس از گشتن بسیار و پیدانکردن ردی از آنان درساعت 15:30 ناامیدانه بسوی پناهگاه براه افتادیم .
گویند درنا امیدیها بسی امید است .... در راه کمپ به فردی از اهالی رودبارک که دارای قاطرهای کرایه ای برای حمل وسایل کوهنوردان بود برخوردیم و اوپرسید : آیا شما ازبچه های مهاباد هستید ؟ وماپاسخ دادیم : آری . ایشان درادامه افزودند بچه های شما هم اکنون در استراحتگاه فدراسیون میباشند ! این خبر باعث گردید که من وآقای جعفر درویش آلی ( ایشان به همراه آقای محمد کاکهرشی از تیم شهرداری برای پیداکردن بچههای صخرهنورد درحصار چال علم بما پیوسته بودند) با بوسیدن صاحب قاطر از ایشان تشکر کردیم و حتی من خواستم مبلغ 5 هزار تومان مژدگانی به او بدهم که وی از دریافت آن پرهیز نمودند وخود را درشادی ما سهیم دانستند . نیم ساعتی نگذشته بود که امید شیخ محمدی به موبایلم زنگ زد ومارا کاملا ازنگرانی رهایی بخشید . پس از ایشان نیز خانم رابعه کریم زاده زنگ زد وخبر تماس بچه ها را اعلام نمود ومن ضمن تشکر با ایشان گفتم تا قبل از رسیدن ما به پناهگاه وسایل ها را جمع کنید تا زودتر از کوه فرود کنیم .
ساعت 21 به قرارگاه فدراسیون رسیدیم وپس از پرداخت هزینه برای هر نفربه مبلغ 3 هزارتومان دوش گرفته ، شام ( ماکارونی که توسط خانم خدیجه خدیر تهیه گردید ) صرف نمودیم وبه استراحت پرداختیم .
روز دوشنبه 12/5/1388
ساعت 4:30 بامداد برپا زدیم وپس از جمع کردن وسایل وکوله ها سوار بر مینی بوس بسوی مهاباد عزیمت نمودیم که ساعت 22:30 به شهرمان رسیدیم ودرکانون از سوی جمعی از اعضاء مورد استقبال قرار گرفتیم .
نقاط قوت برنامه :
1- هماهنگی درتیم 2- داشتن تجهیزات کوهنوردی به اندازه کافی 3- ملبس بودن 80درصد اعضاء به لباس کوهنوردی
نقاظ ضعف برنامه :
1- نداشتن بی سیم 2- نداشتن دستگاه GPS
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد – حسن سینا
۱۴/۵/۱۳۸۸
تیم سنگ نوردی ساعت ۵ صبح آماده حرکت میشود صعود از گرده آلمانها از ساعت ۹ صبح شروع شده ساعت ۲۱ به قله میرسند راه برگشت را به دلیل یخ زدگی مسیر سیاه سنگها عوض کرده از مسیر حصار چال فرود میکنند ولی شب را در مسیر یخچال دوم بیواک کرده صبح روز بعد به سوی قرارگاه رودبارک باز میگردند.
گزارش فنی سنگنوردی و تصاویر بزودی ارائه میشود.
گزارش عزیز امامی (عضو کانون کوهنوردان اوراز مهاباد) از صعود به قله آرارات(5137متر)
در کشور ترکیه

"شما بر هیچ کوهی پیروز نمیشوید بلکه چند لحظه بر فراز آن میایستید و سپس برف به کمک باد جای پای شما را پر میکند" (ارلن بلام)
روز3 شنبه مورخ 30/4/1388 ساعت 6 صبح همراه با یک گروه 6 نفره از انجمن کوهنوردان مهاباد به مقصد مرز بازرگان (ایران و ترکیه) به وسیله یک دستگاه خودرو ون حرکت کردیم. ساعت 15:30 به شهر ماکو رسیدیم و برابر قرار قبلی همراه با راهنمای تیم آقای سیامک حسننژاد عازم مرز بازرگان شدیم. یک ساعت بعد از تشریفات مرزی وارد خاک کشور ترکیه شده به وسیله خودروهائی که از قبل پیش بینی شده بود به اولین محل استقرار خود یعنی مراد کمپینگ وارد شدیم.
روز اول به استراحت و تدارک برنامه سپری شد. فردای آن روز یعنی 31 تیر ماه ساعت 8 صبح به وسیله یک دستگاه ون عازم منطقه شدیم. ساعت 11:30 به محل کمپ یک رسیده با حذف آن مستقیما به سوی کمپ 2 (3800)حرکت کردیم. برابر برنامه ریزی مراد کمپینگ طول برنامه 3 روز است و در صورت اضافه شدن به آن هزینه اضافی دریافت خواهد شد. پس از 8 ساعت کوهپیمائی نهچندان سخت به ارتفاع 3800 متری رسیده کمی پائین تر از کمپ 2 چادرهای خود را برپا کردیم. ناهار و شام همزمان صرف شد. ساعت 2:30 بامداد روز 1 مرداد ماه جهت حمله به قله آماده شدیم. از ارتفاع 4300 متر به بالا با بارش شدید باران و سپس برف مواجه شدیم و به علت کمبود تجهیزات بعضی از اعضای تیم، مجبور به بازگشت شدیم. با ناراحتی بسیار به کمپ 2 بازگشته و مشغول خشک کردن لباسها و تجهیزات شده و مقرر شد در صورت مساعد شدن هوا مجددا به سوی قله حرکت کنیم.
روز بعد ساعت 1:30 بامداد بیدار شده و هنوز بارش برف و باران ادامه داشت. ساعت 3 بامداد خوشبختانه بارش قطع شد و آسمانی صاف و پر از ستاره نمایان شد که موجب خوشحالی بسیار اعضای تیم شد. حرکت به سوی قله هم زمان با بسیاری از تیمهای حاضر در کمپ 3 آغاز شد. از همان ارتفاع 3800متری کوهپیمائی با برف کوبی و حرکت از روی یخ همراه بود. به لطف خداوند متعال ساعت 9 صبح روز 2 مرداد بعد از یک کوهپیمائی سخت تمامی 8 نفر اعضای تیم همراه با تیم اسپانیا بر فراز قله پر برف آرارات ایستادیم. گفتنی است بیشتر از 20 تیم خارجی در کمپ 3 حضور داشتند از جمله تیمهائی از کشورهای: آلمان، اطریش، دانمارک، امریکا، اسپانیا، فرانسه و ...شرکت مراد کمپینگ درنظر دارد یک هتل در ارتفاع ۵۰۰۰متری بنا کند.
این صعود را به تمامی کسانی که عاشقانه دلهایشان برای این ورزش انسان ساز میتپد تقدیم میکنیم.
اعضای تیم شامل خانم آمنه گرمسیری و آقایان :1- دکتر سلیمان حسینزاده (پزشک تیم) 2- سیامک حسن نژاد سرپرست و راهنمای تیم 3- محمد حسینزاده 4- ناصر احمدزاده 5- اسماعیل قزاق 6- عزیز امامی 7- حسین رسالت
هزینه هر نفر در این برنامه حدود 3 میلیون ریال خواهد بود.
*گزارش تصویری در ادامه مطلب*
ادامه مطلب
هفته قبل آقایان طاهر پهنائی(دبیر هیات کوهنوردی)- هیمن سلطانی عزیز امام جمعه و هه ژار خضری عضو کانون در یک برنامه از برفچال بز سینا صعود کردند.
*گزارش تصویری در ادامه مطلب*
ادامه مطلب
روز چهارشنبه 7 مرداد ماه 1388 تیم سنگنوردی کانون شامل آقایان: امید شیخمحمدی(مربی و سرپرست تیم)، عثمان هاشمزاده، رضا محمد بایزیدی، رزگار قرنی،کسری قاضی و آرش اسماعیل زاده جهت صعود به قله علم کوه از مسیر گرده آلمانیها عازم کلاردشت شدند. کیان صدقی از همراهی با این تیم به دلیل بیماری انصراف داد. تیم سنگنوردی بعد ازظهر ۵ شنبه در اقامتگاه فدراسیون مستقر شدند.
تیم دوم کانون نیز شامل خانمها: خدیجه خدیر، بیانه فاضلی، سحر عبدی، رابعه و سمیه کریمزاده و آقایان: حسن سینا(سرپرست تیم)، سلیمان علیپور، سیامند مسماری، هیمن نیاکان، شهروز صفری(فیلمبردار و تهیه کننده) و رحیم رسولی با یک دستگاه مینیبوس ساعت 18 روز پنجشنبه 8 مرداد ماه جهت پیوستن به تیم اول در علم کوه عازم شدند و جمعه بعدازظهر در فدراسیون حاضر بودند.
تیم سوم نیز از طریق تهران شامل آقایان مصطفی حیدری(رئیس هیات کوهنوردی مهاباد)، محمد خضری و انور عازمی در روز جمعه به تیم دوم خواهند پیوست.
تیم چهارم نیز شامل کارکنان شهرداری مهاباد به سرپرستی آقای جلیل پسوه ای امروز یکشنبه از گرده سیاه سنگها صعود کرده اند.
گزارش زانیار از علم کوه (هیات کوهنوردی زریبار مریوان)
*تصاویری از علم کوه* در ادامه مطلب
ادامه مطلب
